نگاهم کردی
چشمک زدی
(درست دروسط میدان - ساعت یازده صبح)
نگاهم کردی
چیزی گفتی و گذشتی
(درست در وسط میدان ساعت پنج بعداز ظهر)
آمدی خیره شدی
کاغذی گذاشتی زیر پایم
(چندین بار)
آخر تو نمی دانی
که یک مجسمه فقط نگاه می کند
اما هیچ وقت عاشق نمی شود .
+
نوشته شده در ساعت توسط
|