حسين شيربگي ترجمه از کردی: حسن اشعری-نقده «شب ديجور» شدت سوز و سرما و ظلمت شامگاه توامان بر سر شهر بال گسترد. طبق معمول هر روز اين وقتها راهي خانه می شوم. هر چه تندتر ره مي پويم و بلندتر و سريعتر گام برميدارم انگار كه هنوز سر جاي اولم هستم و اين كوچه دور و دراز و پر پيچ و خم و تنگ به آخر نميرسد. اين باد سرد و سوزناك هم از يك طرف بدتر از سگي كه بخواهد گاز بگيرد پشت گردن و گونه ام را پياپي ميگزد و شرحه شرحه ميكند. دامن پالتويم در هجوم باد مرتب تكان ميخورد و بالا و پايين ميشود. تكه كاغذهاي زيادي به دست باد به هر سوراخ سنبه اي سرك ميكشد و هيچ كجا آرام و قرار نمييابند. باد فرصت يكجاماندن را به آنها نميدهد و دوباره اين طرف و آن طرفشان ميربايد. سه چهار سگ قهوه اي و خاك آلود و چركين در پناه ساختماني تنگ هم آرام گرفته اند. سوز باد چونان چاقويي و همچون يك تيغ تيز گونه ها، پيشاني و عرياني گردن را ميخراشد و ميچزاند. تاريكي بيشتر و بيشتر بال ميگسترد، درد پاها آزارم ميدهد و احساس خستگي ميكنم. سرما و خستگي باعث ميشود تندترگام بردارم. با هر بدبختي و مصيبتي كه شده ميرسم دم در خانه. به قصد پيداكردن كليد جيبهايم را مي كاوم. هرچه ميگردم اثري از كليد پيدا نيست، به نظر ميرسد آن را جاي جا گذاشته ام، در اداره يا خانه! بايد بر در بكوبم و زنگ را بزنم. دكمه زنگ را فشار ...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در ساعت توسط |
مدرنیته،
ادبیات وناسیونالیسم قسمتی
ازگفتگوی ماهنامه ی " راسان" با" دکترفرهادپیربال" شاعرمعاصرکرد فرهادپیربال
متولدشهر" هولیر" درجنوب کوردستان است. درسال 1994
موفق به اخذمدرک دکترای ادبیات نوین کوردی ازانستیتوی کوردی پاریس شدوتاکنون 53 اثرادبی گوناگون
ازوی چاپ ومنتشرشده است. دراین گفتگووی نقطه نظرات وبرداشتهای خودرادرباره ی
مدرنیته ، ادبیات وناسیونالیسم ارائه داده است. به
نظرشماناسیونالیسم کوردی راسرانجامی نخواهدبود. آیااین ناسیونالیسمی را که شماازآن
بحث میکنیدهمچون ناسیونالیسم عشیره گرایی ویاناسیونالیسم تخزب گرایی موردشناسایی
قرارمیدهیدیابه مانندیک جنبش وحرکت ملی وفراگیربرآمده ازمردم؟ فرهادپیربال:
پیش ازهرچیزبایدیادآوری کنم که من سیاستمدارنیستم ودرراستای سیاست گام برنمیدارم.
برای من ناسیونالیسم بخش کوچکی ازدیدگاههای هنری به شمارمیرود. من میتوانم درخصوص
بینش ادبی خودونیزدرباره ی آفرینش ادبی
بحث کنم. درواقع به عقیده ی من ناسیونالیسم وحس کوردایه تی تنهاجزئی کوچک ازتمامی
آنچه که اندیشه هاوباورهای مراتشکیل میدهد به شمارمی آید. البته این به مفهوم آن
نیست که من درباره ی سرنوشت کوردستان صحبت نکنم. من میتوانم درموردناسیونالیسم
کورد اززمان صفوی ها، عثمانیها، قاجارها تامیرسد به دوران حاکمیت رضاشاه بحث کرده
وابرازعقیده کنم. امابه هرحال برای من ناسیونالیسم پدیده ی عمده ای به حساب نمی
آید. راسان
: گرامشی براین باوراست که درگفتمان روشنفکری، خاصه روشنفکری ویژه "
پارتیکولار" وزنده میتواندپیوند تنگاتنگی
باجامعه ای که درآن زنده گی...
ادامه مطلب
+ نوشته شده در ساعت توسط |