امشب يكي از شبهاي پر از غصه و بوي ميخك و انار و كمي هم گريه است
حسابي دلم براي خودم تنگ شده است مي خواهم به ايوان تنهاييمان بروم و به خودم بگويم بابا دمت گرم سگ جون سونامي وحشتناكي از يك سو فضاي جامعه و از سوي ديگر سرتا پاي وجودم را فراگرفته است. علاجي نيست آغاز همه چيزاز صرف مصدر« شدن» و گزينش گزاره زندگي يعني سخترين انتخاب ،شروع شد. تازگيها فقط دارم به اين فكر ميكنم كه ساختاراستبدادي ذهن انسان ايراني زاده و زاينده ساختار حقوقي و سياسي استبدادي در اين مملكت است. ديگه حوصله ندارم. از همه شماها كه فكر ميكنيد خيلي مي فهميد بدم مي آيد. اي كاش مي توانستم يك لحضه، فقط يك لحضه همه آنها راعاشق خواب هفت سالگي، انار، بقچه اقاقي ، ميخك ، خاك ، باران ، بوي گل، آيينه، آب ، سكوت ميكردم اي كاش مي توانستم...
اي كاش
+ نوشته شده در ساعت توسط |